بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش بحال روزگار …
خوش بحال چشمه ها و دشتها
خوش بحال دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نيمه باز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جان لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب …
ای دل من، گرچه در اين روزگار
جامهء رنگين نمیپوشی به كام
بادهء رنگين نمینوشی ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می كه میبايد تهی است
ای دريغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از «ما» اگر کامی نگيريم از بهار …
گر نکوبی شيشهء غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ …
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 9:32  توسط ميثم
|
گردشگري آثار و پيامدهاي مثبت بسياري بر
وضيعيت اقتصادي طبيعي, اجتماعي, فرهنگي ,جهاني
دارد و توانسته است توجه بخش عمومي و خصوصي را به خود جلب نمايد . گردشگري
زمينه افزايش فرصتهاي شغلي و درآمدهاي ارزي درآمدهاي مالياتي را فراهم مي
نمايد.کشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته توجه خاصي براي توسعه کشور از
طريق امور مرتبط با توريسم دارند. يکي از کشورهاي در حال توسعه جمهوري
اسلامي ايران مي باشد که سياست گذاران کشور توجه و تلاش بسياري براي توسعه
بخش گردشگري بعنوان عاملي براي معرفي تمدن,ميراث فرهنگي, تاريخي و طبيعي به
جهانيان و وسيله اي براي دستيابي به توسعه اقتصادي نيز مي باشد.منابع و
جاذبه هاي غني فرهنگي و طبيعي ايران که بسياري از آنها منحصرد بفرد مي باشد
باعث شده است که ايران به عنوان يکي از مقصدهاي مهم گردشگري محسوب شود.از
هنگاميکه کورش و داريوش هخامنشي، جاده ي 2500 کيلومتري راه شاهي را با
ملزمات مورد نياز ( از جمله ميلههاي راهنمايي مسافران، کاروانسرا و
چاپارخانههاي متعدد ، گماردن مأموران مخصوص براي نگهداري جاده و ...)
احداث کردند، ايرانيان نشان دادند که توجهي خاص به مهمانداري و جهانگردي
دارند. احداث جادههاي متعدد در تاريخ ايران، از جمله جاده ي ابريشم در
دوران اشکانيان و جاده ي مشهد _ کربلا در دوران صفويه ، با امکانات مورد
نياز، مؤيد اين سخن است . در تاريخ ، ايران يکي از بهترين کشورها براي
جهانگردان بوده و اين مسأله در سفر نامه ي آنان بخوبي مشهود است . به عنوان
مثال شاردن، سياح مشهور فرانسوي در دوران صفويه ، در قسمتي از کتاب خود
مينويسد : « در تمام جهان، کشوري مانند ايران براي سياحت و جهانگردي وجود
ندارد، خواه از لحاظ مخاطرات کم و امنيت جاده که مواظبت دقيقي ازآن ميشود
و خواه از جهت هزينههاي پايين مخارج که معلول کثرت تعداد عمارات
عموميمخصوص مسافران در سرتاسر امپراتوري ، سکونت رايگان در آنها و وجود
جادههاي مسطح و پلها در نقاط صعب العبور براي کاروانها و مسافران کشور
است. »
يک ميليون و دويست هزار اثر و ميراث
ديدني در ايران وجود دارد که امروزه گفتههاي شاردن را تأييد ميکند .
صنعت توريسم امروزه به قدري در توسعه
اقتصادي، اجتماعي کشورها اهميت دارد که اقتصاد دانان آن را « صادرات
نامرئي » نام نهاده اند.
اکنون اين سؤال مطرح ميشود که ما
چقدر سهم از اين خوان گسترده داريم ؟
بي شک بايد اذعان نمود که کشور ما تا
حدود زيادي از دستيابي به اين خوان گسترده محروم است و مهمترين را ميتوان
ضعف تعيين سياستها دانست .
در کشور ما با وجود اقداماتي طي چند
سال گذشته و بخصوص در دوران حاضر براي جذب گردشگر صورت گرفته اما هنوز هم
سياست مشخصي وجود ندارد.
در واقع ، بر خوردهاي فيزيکي با
گردشگران، بيانگر آن است که هنوز هم به اهميت اين صنعت پي نبرده ايم . آيا
مشکل در عدم جذب گردشگران، تضاد فرهنگي ( تعارض ارزشي ) است يا عدم نياز
کشور به ورود گردشگر با وجود منابع سرشار نفت است يا مسائل ديگري وجود
دارد؟ به عنوان يک کشور مسلمان ، چند درصد از جمعيت مسلمان 2/1 ميلياردي
جهان از کشور ما بازديد کرده اند؟ از 5 ميليارد جمعيت غير مسلمان جهان چند
درصد بي بند بارند که ما نگران ورود آنها به کشورمان هستيم ؟ اگر قبول کنيم
که فقط 20 درصد آنان مقيدند، از اين 20 درصد چند نفر به دلخواه وارد ايران
شده اند؟
عده اي بر اين فکرند که علت حضور اندک
گردشگران خارجي در کشور، نا امني منطقه است . د ر اين صورت چرا کشور سوريه
که يکي از ناامن ترين مناطق جهان است، سالانه 3/2 ميليون نفر گردشگر و در
آمدي بالغ بر 2 ميليارد دلار را جذب ميکند؟در خصوص مسائل فرهنگي نيز اين
طرز تفکر وجود دارد که گردشگر مروج فرهنگ مبتذل است ، هر چند که تعدادي از
گردشگران اين چنين رفتاري را دارند، اما براي اين عده، کشورهاي زيادي براي
مسافرت وجود دارد و آنها لزوميبراي مسافرت به ايران نميبينند. البته
بسياري از گردشگران نيز توجه خاصي به مسائل فرهنگي و حفظ شؤونات دارند.
در نشستي که در سال 1997 در فيليپين
برگزار شد، کشورهاي صاحب صنعت توريسم خواستار احترام گردشگران به فرهنگها
و ارزشهاي اجتماعي ملتها و حفظ ارزشهاي ملي و احترام به الگوهاي اجتماعي
کشورهاي ميزبان شدند. پيش بيني ميشود که تصويب آيين نامه ي جهاني اخلاق
گردشگري، رشد اين صنعت را تا سال 2020 سه برابر کند.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 10:20  توسط ميثم
|
صعود غرور آفرین تیم فوتسال شهدای چوشل را به فینال بازیهای جام رمضان سیاهکل به کلیه بازیکنان جوان مربی سرپرست و اهالی خوب چوشل تبریک عرض می نمایم.قهرمانی این تیم در این مسابقات می تواند سرآغازی برای رشد وررزشی این جوانان غیرتمند باشد.
به امید موفقیت های بهتر و بیشتر
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت 10:51  توسط ميثم
|
پیروزی های اخیر تیم فوتسال شهدای چوشل را به کلیه بازیکنان جوان و خوش آتیه این تیم به مربی و سرپرست خوب تیم تبریک عرض میکنم و برای تک تک دوستان خوبم آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم شهریور 1390ساعت 13:15  توسط ميثم
|


خود را مجبور به پیشرفت کنید!
در گذشته های نه چندان دور آدم هایی که دنبال آب باریکه بودند یا یه شغل
مطمئن دولتی داشند ،خیلی آدمهای منطقی و موفقی محسوب می شدند. آهسته برو
آهسته بیا که گربه شاخت نزنه را به عنوان یک روش زندگی، خیلی از خانواده ها
به فرزندانشان یاد می دادند ….
اما گذشته ها گذشته … این روزها برای موفقیت باید جسور بود …باید خطر کرد
…باید مسئولیت همه چیز را بر عهده گرفت …
این روزها شما شخصا خودتان باید خودتان را مجبور به پیشرفت کنید …در همه چی
! در سطح زندگی شخصی ، در سطح زندگی اجتماعی ، در زندگی حرفه ای و …و…
نوشته ی زیر از جمله نوشته های بسیار زیبایی که به کسانی که تصمیم دارند
فرصت کوتاه حیات را “زندگی” کنند پیام شفافی می دهد …
شما هم از همین دسته اید ؟؟
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سال هاست که ماهی
تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری،
بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی
تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.
اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی
ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.
برای حل این مسئله،شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه
کردند. آن ها ماهی ها را می گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می کردند.
فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر
بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند.
اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده
را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها
کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی
تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.
متاسفانه ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می
دادند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزه ماهی تازه را از دست داده
بودند.
باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند.
پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند.
آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟
برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن
نگهداری ماهی در قایق ها استفاده می کنند اما حالا آن ها یک کوسه کوچک به
داخل هر مخزن می اندازند.کوسه چندتایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهی ها با
وضعیتی بسیار سر زنده به مقصد می رسند. زیرا ماهی ها تلاش کردند….
شما هم می توانید ..
- به جای دوری جستن از مشکلات به میان آن ها شیرجه بزنید .
- از بازی لذت ببرید.
- اگر مشکلات و تلاش هایتان بیش از حد بزرگ و بی شمار هستند تسلیم نشوید
، ضعف شما را خسته می کند به جای آن مشکل را تشخیص دهید .
- عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید.
- اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید .
- زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید برای حل اهداف
گروه ، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید .
- پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارت هایی را دارید که می توانید
با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید
- در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می توانید
دورتر بروید شنا کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 23:51  توسط ميثم
|
خدا هم كه باشي
بندگاني
هستند كه از تو ناراضي اند !!!
به دنبال رضايت چه كسي مي گردي ، وقتي
اين روزها ، انسان ها از دست خوشان
نيز عصباني اند ... !
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 16:36  توسط ميثم
|
تجلیل از معلم، سپاس از انسانی
است که غایت آفرینش را تامین می کند و سلامت امانت هایی راکه بدستش سپرده اند تضمین می کند. هر جا
کامی شیرین و سایه مهری گسترده است حضور معلم را، پیدا یا پنهان، می توان یافت. بی شک جامعه ای که
همواره حرمت معلم را پاس می دارد، آهنگ رشد و تعالی آن شتاب بیشتر می یابد و سلامت علمی و معنوی آن
تضمین می شود و جامعه ای که قدردان خوبان خود نباشد به مرگ خوبی ها و فضیلت ها رضایت داده است و
چه مایه تنگ نظری است عمری با آفتاب زیستن و از آفتاب نگفتن!
از وقتی که شنیدم قرار است در مقام تجلیل از سالها تلاش دلسوزانه استاد بزرگوار،معلمی فرهیخته آقای محمد صفری پور که تنها شناخت بنده و همسن و سالهای من از ایشان نقل خاطرات پدرمان و مادرمان باشد از این انسان بزرگوار هر روز می خواهم مطلبی بنویسم ولی متاسفانه دستم به قلم نمی رود.حرکتی زیبا در روزی بزرگ که جا دارد دست تک تک کسانی که تصمیم به این کا گرفتند را بوسید.شاید خود آقای صفری پور هم با من هم عقیده باشد که این روز می تواند بزرگترین روز و شاد ترین روز زندگی کاریشان باشد که جمعی از شاگردان وی به رسم تشکر و دست بوسی در مقام تجلیل از او هم پیمان شده اند بدون هیچ چشمداشت و غرض ورزی سیاسی معمول!
محل ما به این همدلی و اتحاد نیاز داشته و دارد.سپاس از کار قشنگ شما
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 10:0  توسط ميثم
|