كشت برنج







زمان پيدايش تمدن مارليک-ديلمان و ساکنان آن
اما مردم ساکن در تمدن مارليک-ديلمان چه کسانی بودند و در چه زمانی زندگی میکردند؟ ما بر اساس نظری که به روشنی در قسمتهای پيشين ارائه شد، معتقديم که در سالهای بين 850 تا 614 ق.م در اثر پيدايش امپراتوری آشور و رعب و وجشتی که اين امپراتوری پديد آورد، موجب شد تا گروههايی از مردم در غرب و شمال غربی ايران که در معرض دائمی حمله و هجوم قرار داشتند، به اين منطقه يعنی امنترين جايی که در سراسر شمال غربی و غرب ايران يافت میشد، مهاجرت کنند.
بنابراين تمدن مارليک-ديلمان به باور ما میبايد در دوره اوج اين حملات يعنی بين 850 تا 614 ق.م ايجاد شده و به رشد و شکوفايی رسيده باشد.
همچنين معتقديم که قبل از اين تاريخ در اين محدوده سکونت و فعاليت تمدنی قابل توجهی وجود نداشته و مهاجرپذيری منطقه در اثر تحولات پديدآمده به سرعت به افزايش جمعيت و توسعه تمدن ياری رسانده است.
اما کاوشگر مارليک آقای دکتر نگهبان معتقد است که «اقوام (مستقر در مارليک) حداقل حدود دو يا سه قرن بلکه مدت طويلتری يعنی احتمالن از قرن چهاردهم تا دهم پيش از ميلاد در اين منطقه ساکن بوده و در اين سامان روزگار میگذراندند. در انتهای اين دوران به نظر میرسد اين منطقه را ترک گفته و به علت خاصی به طرف نواحی سيلک نزديک شهر کاشان در محلی که قبرستان سيلک«ب» (سيلک VI ) وجود دارد، مهاجرت کردهاند... امکان اين مطلب که اقوام مارليک به علت فشارها و تهاجماتی که از طرف غرب بدانها وارد شده است، سرزمين خود را ترک گفته به طرف مشرق و جنوب مهاجرت کرده باشند، بعيد نيست.
جريان زندگی در تمدن مارليک-ديلمان
بررسی اشيای به دست آمده از گورهای متعدد در تپه مارليک نشان میدهد که در اين ناحيه يک طبقه برتر که احتمالن ضمن آنکه صاحب احشام زيادی بوده، فرمانده و سالارجنگ نيز بوده و به اعتبار قدرت نظامی و تامين امنيت ساکنان، بر آنان سروری میکرده.
وجود ابزار و آلات جنگی پرشمار در گورها نشانه آن است که اکثر افراد دستکم وظيفه دفاع نيز به عهده داشتهاند.
طبقه برتر که در گورهای طبقاتی مارليک نيز به خوبی هويداست، مازاد محصول را که عمده آن به صورت دام و احشام بوده تصاحب میکرده است. اما به يقين میتوان گفت که اين مازاد به اندازهای نبوده است تا به هستی يافتن شهر و يا شهرهايی بينجامد. شايد بتوان اين تمدن را تمدن بیشهر ناميد که از اندک بودن مازاد محصول ناشی میشد.
در خصوص سطح تکنيک، هنر و صنعت اين تمدن تناقضهای قابل توجهی ديده شده است. به عنوان مثال به رغم پيدا شدن ابزار و آلاتی که در برخی از آنها نظير جام طلای مارليک هنر بسيار پيشرفتهای به کار رفته، اما ساخت معماری گورها بسيار ابتدائی و سنگها به صورتی کاملن خشن و بدون صيقلکاری با ملات گِل چيده شدهاند.
اگر اين گورها را با ارامگاههای پادشاهان مصر در هزارسال قبل از آن مقايسه کنيم، متوجه اين نکته میشويم که حاکمان اين ناحيه فاقد يک فرهنگ يکجانشينی بودند که عمومن از توسعه کشاورزی حاصل میشود.
آنگونه که هنرمندان اين ناحيه نشان میدهند، دام بزرگ يعنی به طور مشخص گاو، نقش پراهميتی در اقتصاد دامداری ايفا میکرد. هنرمندان تمدن مارليک-ديلمان گويا تمايل داشتند تمام هنر و تکنيک خود را صرف ساخت اين موجود بهرهده برای انسان کنند. اگر مجسمههای ساخته شده انسان و گاو در تمدن اين ناحيه را از نظر دقت و ظرافتی که هنرمند در طراحی و ساخت آن به خرج داده با هم مقايسه کنيم، به وضوح میبينينم که هنرمند برای ساخت مجسمه گاو که در زندگی اين ناحيه اهميتی بسيار داشته، هنر و ذوق بيشتری به خرج داده است.
کشاورزی در اين ناحيه در دوره آهن رواج داشت. دستکم با پيدا شدن سه گاوآهن به سبک و سياق امروزی آن نشان میدهد که مردم اين ناحيه زمين را با گاو کشت میکردند [شخم میزدند] و سپس دانه میکاشتند. اما میتوانيم حدس بزنيم که آنها کشاورزان ماهری نبودند. زيرا زمين کشاورزی زيادی در اين پهنه ناهموار يافت نمیشد.
نويسنده: دکتر ناصر عظيمی دوبخشری (از نشريهی گيلهوا)
بقعه گرماخاني چوشل
آبشار چوشل
تي تي کاروانسرا
مناطق باستاني قلطعه کوتي، کوه پس و حسني محله
قلعه کوتول شاه
قلعه ديده باني روستاي گرماور
حمام تاريخي ديلمان
غار لو علي (زاگام)
پناهگاه سنگي گيلارکش و سلمان
سیاهکل
سیاهكل، شهرستان سرسبزی است خفته در پای قله سركش درفك، كه جنگلی انبوه همچون نگین انگشتری، آن را دربرگرفته است. این منطقه با تاریخ پْرفراز و نشیبش، با تحولات فراوانی روبهرو گردیده و هماینك در جوار منطقهای به نام "برفجان" رشد و گسترش یافته است. شهرستان سیاهكل در ناحیه شرقی استان گیلان واقع شده و از شمال و شمالشرقی به لاهیجان، از شرق به لنگرود، از جنوبشرقی به املش و رودسر، از جنوب به مازندران، از جنوبغربی به رودبار و از غرب به رشت محدود میشود. همچنین قسمتی از رشتهكوه البرز، ناحیه بزرگی از جنوب این منطقه را شامل میگردد. مهمترین رودخانههای جاری در آن، "شیمرود" و "خرارود" است. این منطقه دارای دو ناحیه عمده جغرافیایی جلگهای و كوهستانی است. آب و هوای ناحیه جلگهای، مرطوب؛ و كوهستانی، نیمهمرطوب است. میزان بارندگی در شهرستان سیاهكل، حدود 1400-1000 میلیمتر میباشد. دستبافتهای پشمی و تولید سفال، از جمله صنایع دستی آنان است و مهمترین محصولات این ناحیه عبارتند از: برنج، جو، توتون، چای، فندق، سیبزمینی، گردو و مواد لبنی.
مهمترین قسمت این شهرستان كه دارای پیشینه تاریخی میباشد "دیلمان" است و مهمترین روستای آن "اسپیلی" میباشد. دیلمان در گذشته وسعت بسیاری داشته و از یكطرف به مازندران و از طرف دیگر به قزوین محدود و در قرون چهارم و پنجم هجریقمری، مقر حكومت دیلمیان بوده و گیلان یكی از ولایات آن محسوب میشده است، امِا پس از انقراض خاندان آلبویه و تعرض سرداران محلّی، این سرزمین وسیع كمكم كوچك شده، تا امروز كه یكی از بخشهای گیلان بهشمار میآید.
در اینخصوص، "مقدِسی" در كتاب "احسن التقاسیم" مینویسد: "دیلم (دیلمان) دارای پنج كوره (شهرستان) است كه از جانب خراسان به قومس (حدود دامغان) محدود شده و گرگان، طبرستان، دیلمان و خزر در میان این نواحی قرار دارد". از سوی دیگر، "ابن حوقل"-تاریخنگار دوره سامانیان- نیز در كتاب خود مینویسد: "ناحیه دیلم شامل سهل و جبل و سرزمینی بوده كه از جنوب تا قزوین و طارم و قسمتی از آذربایجان و بخشی از ری، از مشرق تا طبرستان و دیگر نواحی ری، از مغرب تا قسمتی دیگر از آذربایجان و بلاد آران و از شمال به دریای خزر متّصل و محدود بوده است".
یوحنّای دیلمی (یكی از حواریون حضرت عیسی مسیح(ع) و صاحب یكی از اناجیل اربعه مسیحیت)، یحییبن زیاد دیلمی (امام كوفیان در علم نحو و متوّفی به سال 207 هجریقمری) و خاندان آل بویه كه از سال 325 تا سال 447 هجریقمری به مدّت 122 سال بر فارس، كرمان، عراق عجم و عراق عرب حكمروایی داشته و در ترویج مذهب جعفری كوشش نمودند، اهل این دیار بوده و در زمان حكمرانی ایشان، فقهای بزرگی چون: شیخ مفید، سید رضی، سید مرتضی، شیخ طوسی و ریاضیدان و مورخ شهیر، سالار دیلمی در كنف حمایت این خاندان به نشر مذهب تشیع همت گماشته كه نشان از علاقه دیلمیان به مذهب جعفری دارد. سیاهكل به جهت پیشینه پْررمزورازِ تاریخیاش، از آثار دیدنی و تاریخی بسیاری برخوردار میباشد. قومیت اهالی شهرستان سیاهكل، گیلك است و به زبان گیلكی با لهجه بیهپیش (شرق گیلان) و گویش دیلمی سخن میگویند. مذهب رایج این شهرستان، شیعه اثنیعشری است.
هماینك شهرستان سیاهكل با وسعت 6/1048 كیلومترمربع، جمعیت 55752 نفر و 31 درصد شهرنشین، دارای 2 شهر سیاهكل و دیلمان، 2 بخش مركزی و دیلمان، 5 دهستان پیركوه، دیلمان، توتكی، خرارود و مالفجان و 251 پارچه آبادی میباشد. شهر سیاهكل نیز بالغ بر 17 هزارنفر جمعیت دارد. در سال 1309، شهرداری؛ در سال 1311، بخشداری و در اواخر سال 1376، فرمانداری در این شهرستان دائر گردیده است.
ازجمله جاذبههای طبیعی و تاریخی ـ مذهبی سیاهكل عبارتند از:
مجتمع فرهنگی ـ تفریحی استخر سیاهكل، استخر سید وارستان، آبشار لونك، قلعه دزدك، قلعه دیماسرا، حمِام شاه عباسی دیلمان (متعلّق به دوره قاجاریه)، بقعه آقا سیدمحمِد و آقا سیدسلطان (محور سیاهكل ـ دیلمان)، مكانی در روستای كلامسر معروف به وجود دستخط امام زینالعابدین(ع)، قلعه گرماور، بقعه آقا سیدمحمود و آقا سیدمحمِد (روستای لشكریان)، قله درفك در دیلمان با غارهای یخی و آهكی، تیتی كاروانسرا (متعلّق به دوره صفویه در روستای بالارود)، كاروانسرای سرداب (محور سیاهكل ـ دیلمان)، قلعه كوتی (روستای كلدمسرا)، بقعه آقا سیداسماعیل و آقا سیدابراهیم (روستای سیاهكلمحلّه)، بقعه پیله همشیرخانم و كوچه همشیرخانم (روستای سیاهكلمحلّه)، بقعه ابونصاربن موسیبن جعفر(ع) (روستای پایینمحلّه مالفجان)، بقعه آقا سیدمصطفی (روستای سیكاش)، بقعه آقا سیدابراهیم و آقا سیداسماعیل (محلّه برفجان شهر سیاهكل)، بقعه آقا سیدقاسم (روستای خورته چوشل)، سردخانه میربلوك (شهر دیلمان)، بازار هفتگی سیاهكل، منزل خانم عضدی، تونل سوچپر، بشكاته سنگ، بقعه شاه شهیدان، عروستله، استخر اشكجان پلو، تالاب ازبرم، شیرقلعه فیروزكوه، پل مالده به پاشاكی، چنار داربن (نزدیك میكال)، آبشار باباولی، ماهی مشو، غار اسپهبدان (متعلّق به دوره انسانهای اولیه)، كافر قلعه عین شیخ، گرد كول، چشمههای آب معدنی: لاریخانی، خاصخالی، گوتیهبون، كلاهفرنگی و ناظمالدیوان، چشماندازهای: آغوزی، آبینام، ماكلاش، زردهكندی و سیدسرا، مناطق ییلاقی: گاودیلان، اسپیلی، دیلمان و... .
جاذبه هاي گردشگري _ علم بندي مراسمي است كه معمولا در همه بقاع متبركه استان گيلان طي آدابي خاص انجام مي گيرد و نهايتا در هفته اول ماه محرم (در هر بقعه شب به خصوصي) همه علم ها بسته مي شود. علم چوب مخصوصي است كه در بقاع قديمي اغلب يا تزييناتي فلزي به ويژه، در قسمت بالا همراه است و يكي از بارزترين علايم آن داشتن دو سر اژدهاست. مثلا در بقعه آقا سيد ابوالقاسم واقع در بويه (منطقه اشكور) علمي با اژدهاي دو سر ديده مي شود. عين همين نوع علم در بقعه آقاميرمظفر، در سوستان از توابع لاهيجان هم ديده مي شود. كه بسيار بزرگ و از جنس مفرغ و پركار است. بقعه اژدها بلوچ در لشت نشاء نيز داراي علمي فوق العاده زيباست كه دو طرف آن دو سر اژدها دارد.
علم بندي با روشن كردن شمع، نذر و نياز و حاجت خواهي همراه است. شخصي كه نذر و نيتي دارد پارچه سبز رنگي را به عشق امام حسين، حضرت علي و ديگر ائمه اظهار بر علم مي بندد.
هر تكه پارچه اي كه بر علم بسته مي شود در حقيقت خواهش و تمناي يك روستايي است كه از امامزاده محل خود انتظار دارد.
مراسم علم بندي كه در ماسوله به آن طوق بندي هم مي گويند در سراسر گيلان در هفت شب اول محرم انجام مي گيرد ولي در هر بقعه اي در يك شب به خصوص مراسم انجام مي شود.
علم واچيني هم در يك نوبت ديگر كه البته در هر بقعه زمان آن فرق مي كند با مشاركت مستقيم كساني كه علم را بسته اند و حضور عده كثيري از اهالي محل انجام مي گيرد. در اين روز كساني كه در فاصله علم بستن و علم واچيدن نذر و نيازشان برآورده شده با قرباني كردن گوسفند و طعام دادن به زايران حضور فعال تري دارند.
مراسم علم بندي و علم واچيني كه از مراسم بسيار قديمي و رايج در گيلان است امروزه به سه صورت سنتي، نيمه سنتي و مذهبي رايج است. علم بندي و علم واچيني سنتي امروزه فقط در چند نقطه از كوهستان هاي گيلان رايج است و نشان از يادگارهاي گذشته تاريخ گيلان و دوره قبل از اسلام دارد. علم بندي و علم واچيني نيمه سنتي در واقع همان مراسم سنتي است كه با معتقدات ديني و اسلامي هم آميخته و در تعدادي از بقاع گيلان چه در كوهستان و چه در منطقه جنگلي ميان بند رايج است. علم بندي و علم واچيني مذهبي تقريبا در همه بقاع جلگه و كوهستان رايج است و كاملا رنگ اسلامي دارد.
در سيد سرا بزرگوار در ديلمان ده تا پانزده روز مانده به شهريور بعد از برداشت محصول علم واچيني دارند و گالشان منطقه به اين مراسم بسيار دلبسته اند.
در پنسي واقع در ليل از توابع لنگرود، اواسط پاييز كه چوپانان عازم جلگه هستند علم را مي بندند و دو هفته بعد كه ديگر رسما مي خواهند منطقه را ترك كرده به جلگه بيايند در يك روز جمعه با حضور اهالي جنگل نشين اطراف علم را وا مي چينند. در اين روز اهالي روستاهاي ليل، بيرومه، لات ليل و بلوردكان هم شركت مي كنند.
در بقعه مازوكوتي (فيروزكوه) علم را در يك روز جمعه از مرداد ماه (مصارف با نوروز باستاني گيلاني) طي مراسم مخصوصي وا مي چينند. در اين روز زوار بسياري در مراسم شركت مي كنند كه به اصطلاح شلوغ ترين روز سال اين بقعه است.
در بقعه آقا سيد قاسم در خور تو نزديك به روستاي چوشل از توابع سياهكل هفت روز مانده به پاييز در يك روز جمعه علم را مي بندند و جمعه هفته بعد طي مراسم خاصي آن را وا مي چينند.
در نورالعرش، پاي كوه درفك، علم را بيست روز گذشته از تابستان مي بندند و ده روز نگاه مي دارند و آن گاه طي مراسم بسيار مفصلي كه همراه با شيلان كشي است و از اطراف و اكناف منطقه جمعيت زيادي مي آيند باز مي كنند.
بزرگ ترين مراسم علم بندي و علم واچيني در بقعه معروف به شاه شهيدان انجام مي شود. فاصله بستن علم و واچيدن آن تقريبا 10 روز طول مي كشد و بهترين مراسم در سر تا سر گيلان در اين محل انجام مي گيرد. روز علم واچيني يك روز جمعه تابستاني بعد از درو و خرمن است در اين روز از سراسر منطقه جلگه اي، جنگلي و كوهستاني مردم از زن و مرد و كودك به بقعه شاه شهيدان مي آيند و در صحراي اطراف بقعه اطراق مي كنند. آنها بهترين و پر نقش و نگارترين لباس هاي خود را مي پوشند و هر كس به اندازه كافي غذا به همراه دارد. علاوه بر اين بسياري از نذر گذاران كه به حاجت خود رسيده اند در اين روز قرباني كرده و طعام مفصلي به زوار مي دهند.
در كوه پس ديلمان يعني در بقعه امامزاده قاسم و امامزاده حمزه نيز مراسم سنتي است. اهالي روستاهاي تابستان نشين اطراف كمني از جمله لات و نوده در مراسم علم بندي و علم واچيني سنتي خود معتقدند اول علم خود را بايد به محل دعا كوه (قله كوهي بلند كه مقدس است) ببرند. آن گاه طي تشريفاتي حركت داده به گرده كول (كمني) بياورند. در آن جا مراسم علم واچيني از نوع سنتي با جشن و شادماني همراه است. در اين مراسم حاجت مندان فرايض ديني خود را به جاي مي آوردند و اداي نذري را كه كرده اند برمي آوردند. در عين حال از اقوام، خويشان و آشنايان دور و نزديك خود نيز كه در سراسر منطقه وسيع جنگلي و ييلاقي كوهستان پراكنده اند ديد و بازديد به عمل آورده و صله رحم به جا مي آورند. دختران و پسران جوان در اين روز معمولا همسران آينده خود را پيدا مي كنند.
در بقاعي كه علم بندي و علم واچيني نيمه سنتي دارند رنگ مذهبي مراسم بيشتر است. علم بندي در يكي از روزهاي هفته اول ماه محرم انجام مي گيرد اما واچيدن آن منوط به دروي محصول و خرمن است كه معمولا به شهريور ماه موكول مي شود و طي مراسمي كه بي شباهت به علم واچيدن سنتي نيست انجام مي گيرد.
در بقعه امامزاده قاسم و ابراهيم واقع در لسبو (اشكور سفلي) علم اول ماه محرم بسته مي شود و واچيدن آن موكول به برداشت محصول طي مراسم مفصلي در مرداد ماه مي شود.
در بقعه امامزاده ابوالحسن واقع در گرده كول كمني علم بندي با مراسم ويژه عزاداري در روزهاي سوگواري اوايل محرم همراه است اما علم واچيني در دهم مرداد ماه يعني چهل روز گذشته از تابستان انجام مي گيرد. مراسم جوري برگزار مي شود كه سه يا چهار روستاي عمده اطراف كمني هم در آن شركت داده مي شوند. بدين ترتيب كه مراسم علم واچيني در سه جمعه يا چهار جمعه پياپي (يك ماه تمام) اجرا مي شود و هر دفعه نوبت يك روستا ست.
شيلان كشي و اطعام پاي اهالي روستايي است كه نوبت آنها مي شود. جمعيت در اين چهار روز در اطراف بقعه كه بر بلندي يكي از مرتفع ترين كوه هاي منطقه بنا شده موج مي زند.
در بقعه آقا سيد صالح و آقا سيد سلطان حسين در ليش مهرين سياهكل روز اول ماه محرم علم را مي بندند و بعد از برداشت محصول در يك روز جمعه وا مي چينند، در سال هايي كه ايام محرم تابستان مي افتد استثنائا اولين جمعه بعد از عاشورا را به اين مراسم اختصاص مي دهند.
در بقعه آقا سيد حسن ازبرم سياهكل كه گويند از پسران امام موسي كاظم (ع) است روز سوم محرم علم بندي دارند اما علم را پس از برداشت محصول در يك روز (ترجيحا روز جمعه) وا مي چينند.
در بقعه آقا سيد اسماعيل واقع در ميان محله تموشل (تخم شل) لاهيجان علم اول ماه محرم بسته مي شود و در 28 صفر باز مي شود اما گاهي نيز تا برداشت محصول طول مي كشد و اين منوط است به اين كه فصل برداشت با مراسم تا چه حد دور يا نزديك باشد. اگر مراسم در 28 صفر انجام گيرد با سوگواري و عزاداري همراه و اگر موكول به بعد از برداشت محصول باشد با جشن و سرور اجرا مي شود.
در كاچاي چهارده يعني در بقعه آقا سيد ناصرالدين كه كنار سپيد رود واقع شده و يك بقعه كاملا جلگه اي است علم بندي در اول ماه محرم برگزار مي شود و علم واچيني در 28 صفر، اما اگر مصادف با دروي برنج و خرمن شد مراسم علم واچيني تحت الشعاع كار قرار مي گيرد و به بعد از دروي برنج موكول مي شود.