دریاچه‌های Plitvice  از زیباترین دریاچه‌های اروپا

يادم باشد حرفي نزنم به كسي بر بخورد

يادم باشد مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي که از سازش
عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد
يادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
يادم باشد گره تنهايي و دلتنگي هر کس فقط به دست دل خودش باز مي شود
يادم باشد هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
يادم باشد هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
يادم باشد از بچه ها ميتوان خيلي چيزها آموخت
يادم باشد پاکي کودکيم را از دست ندهم
يادم باشد زمان بهترين استاد است

يادم باشد با کسي انقدر صميمي نشوم شايد روزي دشمنم شود
يادم باشد با کسي دشمني نکنم شايد روزي دوستم شود
يادم باشد قلب کسي را نشکنم
يادم باشد پلهاي پشت سرم را ويران نکنم
يادم باشد اميد کسي را از او نگيرم شايد تنها چيزيست که دارد
يادم باشد که عشق کيمياي زندگيست
يادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه مي توانند مهربان و دلسوز باشند
يادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات

 بياييد همگي يادمان باشد و به هم يادآوري کنيم

منبع:http://www.jaleb.net/post-1476.aspx

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجهٔ بزرگ است، دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست. فاطمه، فاطمه است

دکتر شریعتی،کتاب فاطمه،فاطمه است

سالروز شهادت بانوی دو عالم بر همه شیعیان جهان تسلیت باد.

ديدار دوستانه فوتسال

اتحاد                              آبفاي منطقه ۱

زمان: چهارشنبه ۲۲/۰۲/۸۹ ساعت ۱۸:۳۰

مكان: ميدان رسالت-خ هنگام-پانصد متر بالاتر از ميدان الغدير- سالن آب و فاضلاب منطقه ۲

 

به اطلاع کلیه بازیکنان تیم اتحاد می رساند تمرین این هفته جهت آمادگی بهتر و بیشتر برای بازی دوستانه  شب چهارشنبه ۱۵/۲/۸۹ ،شب دوشنبه مورخه ۲۳/۲/۸۹ راس ساعت ۲۱ در پارک پردیسان برگزار میگرد۰

در ضمن یاد اوری می گردد هر کدام از دوستان که مایلند می توانند با خانواده در این محل حضور داشته باشند تا ان شاالله در کنار این تمرین،خانواده هم از این محیط نهایت استفاده را برده وبیشتر با هم آشنا گردند.زمان و محل دقیق برنامه تلفنی به اطلاع عزیزان خواهد رسید

دوستان عزيز

قصد من از متن قبلي كه نوشتم خداي نكرده اساعه ادب يا توهين به شخص خاصي نبود.منظورم تمام كساني بودند كه با اين رفتار هاي كودكانه و زشت تلاش مي كنند ضعفهاي خودشان را پوشش بدهندو دو دستگي ايجاد كنند و در واقع منظورم افراد ضعيفي بودند  كه چون از نظر شخصيتي نمي توانند هيچگاه در جايگاه بالاي يك گروه اجتماعي قرار بگيرند و در واقع قامت كوتاه فكريشان اجازه رشد بيشتري را به آنها نمي دهد . لذا از بزرگ شدن و پررنگ شدن نقش افراد در حركت هاي اجتماعي واهمه دارند .وگر نه بنده و دوستان ديگري كه اين حركت را در تهران آغاز كرديم، هدف اولمان ايجاد همدلي و برادري و تقويت حس اتحاد بين بچه ها بود و الحمد لله تا حد زيادي هم در اين راه موفق بوديم خدا را گواه ميگيرم اگر كس ديگري هم باني اين امر بود خالصانه تا آنجا كه از دست من بر مي آمد  همكاري ميكردم. هر چند حركت اول ما كمي و كاستيهايي داشت كه آن هم به لطف برخي از بزرگان ان شاالله در برنامه هاي بعدي مرتفع خواهد شد. در خصوص اتفاقات اخير هم اولاً از اظهار لطفي كه كليه دوستان نسبت به بنده داشتيد تشكر مي كنم و برادرانه خواهش ميكنم دوستان نظرات من رو به شخص خاصي نسبت ندهند و كلي به اين مساله نگاه كنند . معتقدم وقتي اين پتانسيل را داريم  كه با يك حركت كوچك بيش از ۱۵۰ نفر جوان ورزشكار چوشلي را در يك مكان جمع كنيم ودر فضايي دوستانه به دور از تنشهاي معمول سابق در رقابتي سالم شركت كنيم.پس حتماً مي توانيم با اتحاد و همدلي بيشتر ميان همه اقشار تحصيلكرده چوشلي قدمهاي بزرگتري هم برداريم.

چهار زن

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که ۴ زن داشت . زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه پذیرایی می کرد… بسیار مراقبش بود و تنها بهترین چیزها را به او می داد.
زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار میکرد . پیش دوستهایش اورا برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مردی دیگر برود و تنهایش بگذارد

واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست می داشت . او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب مرد بود . مرد در هر مشکلی به او پناه می برد و او نیز به تاجر کمک می کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.
اما زن اول مرد ، زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود ، اصلا مورد توجه مرد نبود . با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.


روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت :
من اکنون ۴ زن دارم ، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت ، چه تنها و بیچاره خواهم شد !”
بنابرین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند . اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت :
> ” من تورا از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام ، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می شوی تا تنها نمانم؟”
> زن به سرعت گفت :” هرگز” همین یک کلمه و مرد را رها کرد.
> ناچاربا قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت :
> ” من در زندگی ترا بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟”
> زن گفت :” البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است . تازه من بعد از تو می خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم ” قلب مرد یخ کرد.
> مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت :
> ” تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر ، می توانی در مرگ همراه من باشی؟”
> زن گفت :” این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ ،…متاسفم!” گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.
> در همین حین صدایی او را به خود آورد :
> ” من با تو می مانم ، هرجا که بروی” تاجر نگاهش کرد ، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوء تغذیه بیمارش کرده باشد .غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت :” باید آن روزهایی که    می توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت بودم …”

در حقیقت همه ما چهار زن داریم !

الف : زن چهارم که بدن ماست . مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ ، اول از همه او ترا ترک می کند.

ب: زن سوم که دارایی های ماست . هرچقدر هم برایت عزیز باشند وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.
ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند . هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند
. د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می کنیم . او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قرار است همراه ما باشد اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است

منبع:ازطریق ایمیل

اطلاعيه

 به اطلاع دوستان عزيز مي رساند سي دي عكسهاي مسابقات فوتسال آماده گرديده است.هر كدام از دوستان كه مايل به دريافت اين عكسها مي باشند خواهشمند است جهت سفارش در طول هفته(شنبه تا چهارشنبه) با شماره   ۰۹۳۵۹۲۲۶۲۴۴تماس حاصل فرمایند.